پیامِ مشرقلالۂ طور

بساطم خالی از مرغ کباب است

۱

بساطم خالی از مرغ کباب استنہ در جامم می آئینہ تاب استغزال من خورد برگ گیاہیولی خون دل او مشک ناب است

I have no roasted fowl on which to sup; no mirror-shining wine is in my cup;
Upon green grasses grazes my gazelle, yet fragrant musk filleth his heartblood up.

۱۵۸ / ۲۸۵