پیامِ مشرقلالۂ طور

من از بود و نبود خود خموشم

۱

من از بود و نبود خود خموشماگر گویم کہ ہستم خود پرستمولیکن این نوای سادہ کیستکسی در سینہ می گوید کہ ہستم

I do not say if I exist or not. To say I do were self-idolatry.
But what is this still, small voice saying, ‘I exist’? O who is this one inside me?

۵۵ / ۲۸۵